احتمال

انتخابات و من

انتخابات و من

دیشب وقتی از مهمانی برگشتیم که 

خواب داشت تو چشمهام موج میزد. جلوی

 پارکینگ که رسیدم دیدم یه ماشین گران قیمت

 درست جلوی در پارک کرده. باز هم یکی

 دیگه از ماشینهای مزین به تبلیغات

 ستاد انتخاباتی سرکوچه بود. راستش این بار

 طاقتم تمام شد و با عصبانیت رفتم

جلوی ستاد و باصدای بلند اعتراض خودمو

به گوش حضار رساندم. بلافاصله آقای شیک پوشی

 جلو آمد و با عذر خواهی ماشینو بر داشت.

بهش گفتم به کاندیداتون بگو ساکنین این خونه

 از ایشون بدشون میاد و بهش رای نمیدن پس بهتره

 زحمت رو کم کنه و به عواملش بگه دیگه مزاحم نشن...

 امروز صبح طبق روال روزهای جمعه کمی دیر تر

 ازخواب بیدار شدم. هوس نان داغ و صبحانه

بر احساس تنبلی اول صبح غلبه کرد و برای

خرید نانی گرم  راهی نانوایی سر کوچه شدم.

 به ناچار باید از جلوی ستاد انتخاباتی رد میشدم

که با وجود برخورد دیشب اصلا دوست نداشتم.

نان به دست در حال برگشت بودم که دو نفر

آقای کت و شلواری جلو اومدن و بعد از

 سلام و احوالپرسی گفتند ((حاج آقا از ما خواسته

برای عذرخواهی بابت مزاحمت دیشب خدمت برسیم...))

گفتم به حاج آقاتون بفرمایید بنده اصلا ایشان رو

 نمیشناسم و مخالفت و موافقتی هم با ایشان

نداشته ام اما توجه بفرمایید ببینید صدای یک

نفر مخالف چقدر تاثیر گذار است که برای عذر خواهی

 حتی یک دقیقه را هم تلف نکرده اید! به ایشان بفرمایید

 برادر بزرگوار! مردم شما را برای صحیح است گفتن و

باند بازی  راهی مجلس نمیکنند. پس در

حق خودتان لطف و در حق مردم خدمتی بکنید

که اثرات آن ماندگار شود. لازم نیست

زحمت زیادی بکشید. فقط کافیست قبل از

دادن رای موافق به هر مصوبه و تبدیل اون به قانون؛

 تنها چند دقیقه به عواقب اجرای اون قانون در

 حال حاضر؛ ده سال دیگه و صد سال آینده فکر کنید.

 اون وقته که دیگه با هر طرح و لایحه ای به سادگی

موافقت نمیکنید.

 اون وقته که صدای شماهم به یک صدای مخالف

 اما ماندگار و تاثیر گذار  تبدیل میشه. موفق باشید. 

 جمعه 5/12/1390  

+   سروش ; ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir